برای پرورش مهارت حل مسأله در یادگیرنده لازم است موقعیتهایی را فراهم کنیم که او در مقابل چالشهای گوناگون قرار گیرد و بتواند در مواجهه با این چالشها تفکر حل مسأله را تمرین کند. اما چگونه میتوانیم آگاهانه چالشها را برای دانشآموزان سادهتر یا پیچیدهتر کنیم؟
قبلاً در مقالهای با عنوان چالشهایی از جنس حل مسأله در مورد این که چالش چیست و اجزای سازنده هر چالش بیشتر نوشتهایم. به طور خلاصه همه چالشها از ساختار چهارقسمتی مشترکی پیروی میکنند. این چهار قسمت عبارتاند از:
۱) مسأله
۲) فرآیند
۳) پاسخ
۴) معیار
در هر یک از این چهار قسمت معلم میتواند با ایجاد عدم قطعیت۱ چالش را برای دانشآموزان پیچیدهتر کند. برای دقیق شدن تعریفمان از عدم قطعیت بهتر است مثال زیر را با هم دنبال کنیم.
چالشی در درس ریاضی
فرض کنید در یک سوال چندگزینهای از دانشآموزان پایه پنجم دبستان میخواهیم حاصل جمع اعداد ۱ تا ۱۰۰ را به دست بیاورند. در این چالش مسأله مشخص است. هم چنین دانشآموز میداند که پاسخ قرار است یک عدد باشد. معیار درستی پاسخ هم کاملاً واضح است. معیار این است که پاسخ نهایی گزینه درست باشد.
اما فرآیند حل مسأله برای دانشآموز به طور دقیق مشخص نیست. مثلا میتوانستیم به او بگوییم با پیدا کردن الگویی با اعداد کوچکتر به جوابی برای این مسأله برسد. به این شکل او را در یافتن فرآیند رسیدن به پاسخ راهنمایی میکردیم. اما در این چالش، انتخاب فرآیند به عهده خود دانشآموز است. او برای پیدا کردن فرآیند حل مسأله با یک عدم قطعیت مواجه است و باید خودش راهکاری برای آن پیدا کند.
چالشها از ساده به پیچیده
همان طور که گفتیم میزان پیچیدگی چالشها برای دانشآموزان بستگی به میزان عدم قطعیتی دارد که در ساختار چالش برای آنها در نظر میگیریم. در مواردی که در یک جزء از ساختار چالش عدم قطعیت وجود دارد دانشآموز خودش باید مشخصات آن جزء را مشخص کند.

چالشهای ساده

در این دسته از چالشها کمترین میزان عدم قطعیت وجود دارد و هر چهار قسمت چالش از قبل مشخص شده است. دانشآموز از ابتدا میداند که مسأله چیست. همچنین میداند که روش مشخصی برای رسیدن به پاسخ مشخص خواسته شده در چالش وجود دارد. با این حال، حل چالشهای ساده لزوماً برای دانشآموزان ساده نیستند. دانشآموز ممکن است در ابتدای مسیر یادگیری دانش موضوعی یا مهارتی مربوط به چالش باشد و نتواند از دانش یا مهارت خود به طور موثر استفاده کند. اما کم بودن عدم قطعیت در این مسائل باعث میشود مراحل تفکر حل مسأله برای دانشآموز سادهتر شود.
این دسته از چالشها به دانشآموز فرصت میدهد تا دانش و مهارتی را که تازه به دست آورده، تمرین و تثبیت کند. نمونههایی از چالشهای ساده را در ادامه میبینید:
- متن درس ششم از کتاب فارسی را بخوانید و ۵ مورد از تشبیههای به کار رفته در متن را مشخص کنید. در این تشبیهها چه چیزی/کسی به چه چیزی/کسی مانند شده است؟
- با استفاده از یک نقشه جغرافیای سیاسی ایران، لیستی از استانها و مراکز آنها تهیه کنید.
چالشهای متوسط از جنس فرآیند

در این چالشها، پاسخ نهایی مشخص است اما دانشآموز میتواند از هر فرآیندی که دوست دارد استفاده کند و در قالب معیارهای مشخص شده به پاسخ مورد نظر برسد. به همین دلیل، دشواری حل مسأله در این چالشها برای دانشآموز در پیدا کردن یک فرآیند یا انتخاب بین فرآیندهای گوناگون برای رسیدن به یک پاسخ یکسان است. برای نمونه، چالش زیر در درس ریاضی را در نظر بگیرید:
- در یک مزرعه در مجموع ۸ مرغ و گاو زندگی میکنند. اگر مرغها و گاوها روی هم ۲۶ پا داشته باشند، در این مزرعه چند مرغ و چند گاو وجود دارد؟
برای حل این چالش دانشآموزان ممکن است فرآیندهای گوناگونی را دنبال کنند. مثلاًٰ عبارتهای جبری بنویسند، با استفاده از لگو به جواب برسند، از رسم شکل کمک بگیرند یا …
چالشهای متوسط از جنس پاسخ

در این دسته از چالشها، از دانشآموزان میخواهیم که برای حل یک مسأله یا در یک موقعیت خاص، از فرآیندی مشخص استفاده کنند. اما پاسخ نهایی آنها برای ما شکل مشخصی ندارد. به عنوان مثال چالش زیر در درس فارسی را در نظر بگیرید:
- در کلاس داستان کوتاهی را با هم خواندیم. با حذف کردن شخصیت اصلی داستان یا اضافه کردن یک شخصیت اصلی دیگر به آن، داستان را بازنویسی کنید. دقت کنید که در این بازنویسی، سبک نوشتاری نویسنده حفظ شود.
در این چالشها، با این که محصول یا پاسخ نهایی از ابتدا مشخص نیست، مهم است که معیاری برای سنجش این پاسخ در اختیار دانشآموز قرار بگیرد. برای نمونه در چالشی که با هم خواندیم، دانشآموز از ابتدا میداند که داستانی که مینویسد باید مطابق با سبک نوشتاری نویسنده اصلی باشد.
چالشهای متوسط از جنس مسأله

بعضی وقتها با مشخص کردن فرآیند و پاسخ در یک چالش، میتوانیم دانشآموزان را به سمت پیدا کردن مسأله ببریم. برای نمونه:
- میدانیم که ایران و عراق در سال ۱۳۵۹ با هم وارد جنگ شدند. به نظر شما، با توجه به اتفاقات تاریخی که در این فصل از کتاب با هم خواندیم، چه مسألهای باعث شروع این جنگ شد؟
- مسألههایی طرح کنید که برای حل آنها از ضرب ۰/۱۸ = ۰/۲ ✕ ۰/۹ استفاده شود.
چالشهای پیچیده

چالشهای پیچیده بیشترین میزان عدم قطعیت را دارند. در حالی که مسأله، فرآیند حل آن و پاسخ نهایی معمولاً در این چالشها نامشخص است، اما معلم باید ساختاری دقیق شامل راهنماییها و معیارهایی برای کمک به دانشآموزان در اختیار آنها قرار دهد. ممکن است این معیارها و راهنماییها در هر مرحله از کار دانشآموزان در مشخص کردن مسأله، فرآیند و یا پاسخ کاملتر شوند. این معیارها ممکن است مواردی مانند زمانی که برای چالش در نظر گرفتهایم، محتوای آموزشی که باید با پاسخ و فرآیند هماهنگ باشد و … باشند.
برای نمونه چالش پیچیده زیر را با هم ببینیم:
- شما پاکتی حاوی یک بسته استیکر از معلم خود تحویل میگیرید و یک ماه زمان دارید تا با استفاده از آن یک مشکل را در سطح کلاس خود شناسایی کنید و راه حلی برای آن پیدا کنید. در مرحله اول مهم است که بتوانید توضیح دهید چرا حل این مشکل برای بیشتر دانشآموزان کلاس مهم است. حواستان باشد که زمان خود را به درستی مدیریت کنید و به راهکارهایی فکر کنید که با امکاناتی که در اختیار دارید عملیاتی باشند.



