قبلا در نوشتهای با عنوان معلمها چگونه یاد میگیرند در مورد نظریه دونالد شون و تمرینهای تأملی نوشتهایم. در تمرینهای تأملی که نوشتن تأملی (بازتابی) هم یکی از آنهاست، معلم به موقعیتی که تجربه کرده است به طور دقیق و موشکافانه نگاه میکند. هدف از این نگاه موشکافانه از دیدگاه دونالد شون این است که تفاوتهایی که بین دانستهها و عمل معلم وجود دارد نمایان شود و باعث یادگیری او شود. شون توصیه میکند که برای یادگیری، معلم باید دائما آنچه را واقعا انجام میدهد در کنار آنچه باور دارد که انجام میدهد قرار دهد. به نوعی باید مدام «نظریههای مورد استفاده» خود را با «نظریههای مورد حمایت» خود مقایسه کند و سعی کند فاصله بین این دو کمتر و کمتر شود. هر معلم در دشت باتلاقی به دنیایی از نادانستهها وارد میشود و تنها راه پیشرفت او سعی و خطا و نزدیک کردن دانستهها و عملش به یکدیگر در این فرآیند است. شون این فرآیند را که در آن عمل و فکر به یکدیگر نزدیک میشوند، تمرین تأمل مینامد.
اما این نوع از فکر کردن و بازاندیشی، نیاز به تمرین دارد. معمولا برای معلم سخت است که نقطه شروعی برای فکر کردن در مورد مسائل روزمره در محیط مدرسه پیدا کند و بتواند فکر خود را بسط دهد یا به جزییات آن توجه کند. به همین منظور، بولتون (۲۰۱۸) در کتاب «تمرین تأملی: نوشتن و پیشرفت حرفهای»، تمرینهایی برای نوشتن تأملی ارائه میدهد. در این مجموعه از نوشتهها، به معرفی تعدادی از این تمرینها میپردازیم.
تمرین دو: کار و ارزشهای من
بیرون کشیدن ارزشهایی که واقعا به آنها باور داریم (ارزشهای مورد حمایت)، کار چندان سادهای نیست. چون در خیلی از موارد آنچه در عمل تجربه میکنیم با باورها و دانستههای ما همسو نیست. در این تمرین سعی میکنیم، با پاسخی که برای سوالهای مطرح شده مینویسیم، نسبت به خود و ارزشهای مورد حمایتمان آگاهتر شویم.



