خلاصه پژوهش
روششناسی کلیدی
کلیدواژه
پژوهشگر(ان)
تاریخ انجام پژوهش
با تغییر ساختار ارزشیابی در دورهٔ ابتدایی، پژوهشهای بسیاری به بررسی اثربخشی این تغییر و شناسایی چالشهای ایجاد شده در اثر آن پرداختهاند. بعضی از معلمان فکر میکنند که کارنامهٔ توصیفی در سامانه سیدا، همهٔ اهداف آموزشی آنها در کلاس درس را پوشش نمیدهد. بنابراین، بعضی از مدارس، کارنامههای داخلی علاوه بر کارنامهٔ رسمی در سامانهٔ سیدا در اختیار خانواده میگذارند تا اطلاعات تکمیلی در اختیار آنها قرار گیرد. همچنین، تفاوت در تعبیر سطوح عملکردی (خیلی خوب، خوب و…) توسط معلمان، مختلف است. یک معلم ممکن است «خیلی خوب» را به شیوهای سختگیرانهتر از دیگری تعریف کند. این امر باعث میشود معلمان برای استانداردسازی داخلی و ایجاد شفافیت در بازخورد، نیاز به تدوین ابزارهای داخلی داشته باشند.
تهیهٔ این کارنماهای داخلی و وارد کردن اطلاعات کامل از وضعیت عملکرد دانشآموز، جزو فرایندهای زمانبر و دشوار در کار معلمان است. در سوی دیگر، مراجعهٔ والدین و یا نتیجه تماسهای تلفنی با آنها و پیگیری وضعیت دانشآموزان، نشان میدهد که خانوادهها معمولاً این اطلاعات را به طور کامل مطالعه نمیکنند یا در صورت مطالعه، فهم دقیقی از اهداف آموزشی ندارند و نمیدانند چگونه به دانشآموز کمک کنند.
روش پژوهش
برای رفع این چالشها، در یک پژوهش کاربردی به بررسی نیازهای معلمها، والدین و دانشآموزان به عنوان ذینفعان کارنامه پرداختیم. در این پروژه، بعد از مطالعه ساختار کارنامههای توصیفی در کشورهای مختلف و مطالعه پژوهشهایی در حوزه چالشهای کارنامه برای معلمها، دانشآموزان یا والدین، فرآیند پژوهشی در پنج فاز اصلی متمرکز بر تحقیق کیفی و طراحی کارنامهٔ نمونه طراحی شد:
فاز ۱: تحلیل اسنادی و مقایسهای
در این مرحله، یک تحلیل عمیق از وضعیت موجود انجام شد تا مبنای طراحی تغییرات تعیین گردد:
- تحلیل محتوای کارنامههای موجود: بررسی دقیق ساختار، محتوا و اطلاعات ارائهشده در کارنامههای توصیفی مدرسه (کارنامههای داخلی) و مقایسهٔ آن با الزامات کارنامهٔ رسمی سامانهٔ سیدا در آموزش و پرورش.
- مطالعه تطبیقی بینالمللی: گردآوری و تحلیل ساختار گزارشدهی و بازخورد عملکرد دانشآموزان در اسناد آموزشی کشورهای دیگر برای شناسایی بخشهایی که میتوانند به ساختار کارنامه اضافه، حذف یا از نظر محتوایی تغییر کنند.
فاز ۲: نیازسنجی کیفی معلمان
بر اساس تفاوتهایی که در فاز اول شناسایی شد و برای سنجش امکانپذیری و ضرورت تغییرات، دادههای کیفی از طریق مصاحبه با معلمان جمعآوری گردید:
مصاحبههای نیمهساختاریافته: پرسشهایی طراحی شد و مصاحبهٔ نیمهساختاریافته با معلمان انجام گرفت تا نیازهای اجرایی آنها (کاهش بار کاری)، چالشهای فعلی در گزارشدهی و نظرات تخصصی آنها در مورد تغییرات محتوایی پیشنهادی سنجیده شود.
فاز ۳: طراحی نمونههای اولیه
با تحلیل نتایج مصاحبهها، مشخص شد که یک نمونه کارنامه نمیتواند نیازهای مختلف سطوح سنی و شناختی دانشآموزان در پایههای مختلف دبستان را برآورده کند. بر این اساس، فرآیند طراحی و مدلسازی آغاز شد:
طراحی چندسطحی: بر اساس گفتوگوها و نتایج فاز ۲، برای هر پایه (یا گروههای سنی مشابه)، دو یا سه نمونهٔ اولیه (پروتوتایپ) کارنامه طراحی شد. این نمونهها، بازتابدهندهٔ ساختار، زبان و نوع اطلاعات متناسب با هر گروه سنی بودند.
فاز ۴: آزمون کاربری و ارزیابی ذینفعان
در این مرحله، اعتبار و کاربردی بودن نمونههای اولیه توسط کاربران واقعی مورد سنجش قرار میگیرد:
- نظرسنجی والدین: کارنامههای نمونه برای اولیا ارسال شده و از طریق نظرسنجی از آنها میشود تا فرمتی را که برای فرزند خود مناسبتر میدانند، انتخاب کنند. در این فرآیند، اطلاعاتی که به نظرشان مفید نیست یا بخشهایی که به گمانشان جای خالی دارد، شناسایی میشود.
- مصاحبهٔ مجدد با معلمان و دانشآموزان: همین فرآیند آزمون به صورت موردی (Case Study) از طریق مصاحبه با دانشآموزان و معلمان انجام میشود تا بررسی شود آیا این نمونههای طراحیشده، منعکسکنندهٔ دقیق صحبتها و خواستههای آنها در فاز نیازسنجی هست یا خیر.
فاز ۵: تدوین ساختار نهایی و اجرا
این فاز شامل جمعبندی نهایی تحقیق و پیادهسازی خروجی پژوهش است:
- انتخاب مدل بهینه: با تجمیع و تحلیل دادههای کمی (نظرسنجی والدین) و کیفی (مصاحبه با معلمان و دانشآموزان)، کارنامهٔ نهایی برای هر پایه انتخاب میشود.
- تغییرات نهایی و مستندسازی: آخرین اصلاحات بر اساس پیشنهادهای جمعآوریشده اعمال و دستورالعملهای اجرایی برای استفادهٔ کادر آموزشی تدوین میشود.
