همانطور که در جستار «مدلهای طراحی آموزشی چه شباهتی با هم دارند؟» خواندیم، مدلهای طراحی آموزشی بایستی ویژگیهای مشترکی داشته باشند تا در این دسته جای بگیرند. امّا مسألۀ اصلی در انتخاب مدلهای طراحی آموزشی تفاوتهای آنهاست. همین تفاوتهاست که این مدلها را از هم متمایز کرده، چرا که هر کدام از آنها با تمرکز بر پاسخ به نیازهای مختلفی در حوزۀ پداگوژی، طراحی شدهاند. در ادامه فهرست محدودی از مدلهای پرکاربردتر را با هم مرور میکنیم.
- Gerlach & Ely (1971)
- Learning System Design (1974)
- IPISD (1975)
- ASSURE (1982)
- Diamond (1989)
- IPDM (1993)
- Smith & Ragan (1993)
- de Hoog, de Jong, & de Vries (1994)
- PIE (1996)
- UbD (2000)
- Agile (2001)
- 3PD (2002)
- ILDF (2004)
چگونه مدل مورد نیازم را بین انبوه مدلهای طراحی آموزشی پیدا کنم؟
حالا در شرایطی که با تنوع قابل توجهی از مدلهای طراحی آموزشی مواجهیم، چگونه مدلی که برای ما قابل استفاده است را پیدا کنیم؟ برای پاسخ به این سوال بهتر است به چند عامل مهم توجه کنیم. اولین نکته این است که بستر مناسب برای پیادهسازی هر مدل کدام است؟ آیا این مدل برای فضای آنلاین طراحی شده است یا مناسب دورههای حضوری است؟ یا برای ترکیبی از این دو ساخته شده است؟ مثلاً بین مدلهای مذکور، مدل ILDF در فضای آموزشی آنلاین بهتر پیادهسازی میشود. عامل مهم بعدی پاسخ به این سوال است که زمینۀ پیادهسازی یک مدل و نتیجۀ مورد انتظار چیست؟ آیا برای کلاس درس مناسب است یا شرایط کارگاهی و آزمایشگاهی و…؟ آیا بناست در نهایت محصولی تولید شود؟ مثلاً مدلهای UbD و PIE برای فضای کلاس مناسبترند. عامل مهم نهایی الزامات زمینۀ آموزشی است که گاه نیاز به توسعۀ یک نظام جامع آموزشی داریم: برای مثال توسعۀ برنامۀ درسی دوازده ساله. در این شرایط ممکن است مدل IPISD بیشتر به کار آید.

در این میان، برخی مدلهای آموزشی هستند که ویژگیهای منحصر به فردی دارند. برای مثال مدل OKT، بسیار نزدیک به فرآیند پنج مرحلهای تحلیل، طراحی، توسعه، اجرا و ارزشیابی است. با این تفاوت که در مدل OKT، ارزشیابی به تمام مراحل قبلی وصل میشود و طراحی آموزشی در مسیر خودش ارزیابی و امتحان شده و سپس وارد فاز اجرایی میشود. شکل زیر خلاصهای نمادین از مدل OKT را نشان میدهد. اصلیترین ویژگی این مدل ارتباط تنگاتنگ بین مرحلۀ پیادهسازی و تمامی مراحل قبلی و همچنین هماهنگی مرحلۀ ارزشیابی با سایر مراحل است.
تفاوتهای مدلهای طراحی آموزشی از کجا نشأت میگیرند؟
میتوان گفت هستۀ اصلی بسیاری از مدلهای طراحیهای آموزشی کمک به طراحان برای پر کردن فاصلۀ بین یادگیرندگان در میزان یادگیریشان است. این فاصله میتواند به واسطۀ مدل آموزش ایجاد شده باشد، یا تفاوت در اشتیاق و انگیزۀ یادگیری در افراد و یا تفاوت در دسترسی و استفاده از منابع. به همین دلیل است که گاهی مدلهای طراحی آموزشی به عوامل دیگر مثل انگیزه میپردازند. برای مثال Keller (2016)، روی طراحی انگیزه بخش کار میکند و مدل طراحی آموزشی او، توجه، وابستگی، اعتماد به نفس، رضایت و ارادۀ یادگیرنده را نشانه میگیرد (ARCS-V). مدلهای دیگری هستند که به مطالعۀ استراتژیهایی در رابطه با منابع، مانند تکنولوژیهای مختلف و رسانهها میپردازند. برای مثال، تمرکز مدل Action mapping روی منابع آموزشی است.
همچنین باید به این نکته نیز توجه داشت که مدلهای آموزشی متفاوت گاه برای مخاطبان متفاوت (معلمها یا سیاستگذاران حوزۀ آموزش و یا بیزینسهای خصوصی در این حوزه) یا برای دورههای مشخصی از یک نظام آموزشی (پیش دبستان یا دبیرستان یا دانشگاه) طراحی شدهاند. در این میان مدل UbD۱ یکی از مدلهای شناخته شده در طراحی آموزشی است که نه تنها برای سیاستگذاران حوزۀ آموزش، بلکه برای معلمان و تسهیلگران دورۀ دوازده سالۀ آموزش عمومی نیز به راحتی قابل استفاده و پیادهسازی است. علاوه بر آن به نظر میرسد برای به کارگیری در نظامهای آموزشی متنوع، انعطاف کافی را دارد. در جستار «رویکرد فهمیدن به واسطۀ طراحی» به تفصیل ویژگیهای این رویکرد و مدل آموزشی را توضیح خواهیم داد.




نمونه ای از طرح آمموزشی باساختار سازنده گرایی
می خواستم