طراحی آموزشی ۱ عبارتی است که ما معلمها زیاد با آن سر و کار داشتهایم. بارها از ما خواسته شده تا طرح درس روزانه، سالانه یا ماهانه خود را تهیه کنیم. اما طراحی آموزشی دقیقاً چیست؟ چگونه وارد ادبیات ما در حوزهٔ آموزش شد؟ چرا رویکردها و الگوهای متعددی برای آن ارائه شده و چه چیزی بین همه این الگوها و رویکردها مشترک است؟
طراحی آموزشی چیست؟
طراحی آموزشی به معنای طراحی فرآیندها، تجربهها و مسیرهایی است که یادگیرنده را در مسیر یادگیری و رسیدن به اهداف آموزشیِ از قبل معین شده حمایت میکند. وقتی از طراحی آموزشی صحبت میکنیم منظورمان طراحی همهٔ فعالیتهای کلاس درس، کاربرگها، فیلم، عکس، کتاب، فضای فیزیکی کلاس، فعالیتهای خارج از کلاس و هر چیز دیگری است که دانشآموز در مسیر یادگیری با آن مواجه میشود. حوزه طراحی آموزشی پیوند عمیقی با نظریههای یادگیری دارد، زیرا در این فرآیند باید به این فکر کنیم که یادگیرنده چگونه یاد میگیرد و چگونه میتوان این یادگیری را مؤثرتر و عمیقتر کرد.
تاریخچهٔ کوتاه طراحی آموزشی
نقطهٔ شروع: جنگ جهانی دوم
اولین بار در اواسط قرن بیستم و با جنگ جهانی دوم بود که حوزهٔ طراحی آموزشی شروع به شکل گرفتن کرد. در جنگ جهانی دوم، تعداد زیادی روانشناس، مربی و معلم به منظور طراحی دورههای تربیت نیروی نظامی فراخوانده شدند. از افراد شناختهشدهای که در این دوره به پژوهش در حوزه طراحی آموزشی پرداختند میتوان به رابرت گانیه ۲ و لسلی بریگز ۳ اشاره کرد. در این پژوهشها، برای اولین بار دانشِ آموزش، نظریههای یادگیری و مطالعهٔ رفتار انسان در کنار یکدیگر قرار گرفتند و راهکارهایی سیستماتیک برای طراحی دورههای تربیت نیروی نظامی و انتخاب افراد بر اساس توانمندیهایی متناسب با عملیات مورد انتظار به وجود آمد. با تمام شدن جنگ جهانی دوم، پژوهش در این حوزه ادامه پیدا کرد و پیشنهادها و روشهای ارائه شده در مدارس و سازمانها نیز به کار گرفته شد.


اسکینر ۴ و آموزش برنامهای ۵
در سال ۱۹۵۴، اسکینر در مقالهای با عنوان «دانش یادگیری و هنر تدریس» روشی با عنوان آموزش برنامهای را برای افزایش یادگیری در یادگیرنده و مؤثر کردن محتوای آموزشی ارائه داد. در این روش، فرآیند یادگیری به گامهای کوچک تقسیم میشود. یادگیرنده گام به گام در مسیر یادگیری حرکت میکند و بعد از طی کردن هر گام به پرسشهای مرتبط با آن پاسخ میدهد و بازخوردی مناسب پاسخ خود دریافت میکند. آموزش برنامهای یکی از انقلابهای زمان خود در حوزهٔ طراحی آموزشی به حساب میآید.
رابرت میگر ۶ و اهداف رفتاری ۷
با توجه به تعریفی که از طراحی آموزشی کردیم، معلم قرار است مسیری طراحی کند که دانشآموز را به اهداف معینی برساند. میگر در سال ۱۹۶۲ کتابی نوشت و در آن روشی برای نوشتن اهداف آموزشی با کمک گرفتن از مدل طبقهبندی بلوم ارائه داد. در روش میگر، اهداف آموزشی باید رفتار مطلوب یادگیرنده را توصیف کنند و معیارهایی برای ارزیابی آن ارائه دهند. عبارت اهداف رفتاری هنوز که هنوز است در ادبیات آموزش به جا مانده است.


رابرت گلیزر ۸ و ارزشیابی ملاکی ۹
معرفی ارزشیابی ملاکی یکی دیگر از مهمترین عوامل پیشرفت نظریههای طراحی آموزشی بود. گلیزر ارزشیابی ملاکی را در مقابل ارزشیابی هنجاری معرفی میکند. در ارزشیابی هنجاری ۱۰ دانشآموزان نسبت به یکدیگر سنجیده و مقایسه میشوند، در حالی که در ارزشیابی ملاکی، ملاکهای مشخصی برای سنجش کار هر فرد بر مبنای کار خودش وجود دارد. در این نوع ارزشیابی، میتوان سطح اولیهٔ یادگیرنده را مشخص کرد و سپس مسیر مناسبی برای یادگیری او طراحی کرد. در نهایت هم نتیجه فرآیند طیشده در میزان پیشرفت فرد مشخص میشود.
رابرت گانیه و مدل ۹ سطحی طراحی آموزشی
در سال ۱۹۶۵، گانیه کتابی با عنوان «شرایط یادگیری» نوشت و در آن ۵ حوزهٔ یادگیری و شرایط محقق شدن آنها را معرفی کرد. این ۵ حوزه عبارتاند از: مهارتهای حرکتی، مهارتهای کلامی، مهارتهای ذهنی، راهبردهای شناختی و نگرشها. همچنین، گانیه در این کتاب به معرفی مدل ۹ سطحی خود برای رسیدن به هر یک از این حوزههای یادگیری پرداخت. مدل گانیه و حوزههای یادگیری یکی از تأثیرگذارترین مدلها در حوزهٔ طراحی آموزشی هستند. ۹ سطح این مدل عبارتاند از:
- جلب توجه (پذیرش)
- آگاهسازی یادگیرنده از هدف (انتظار)
- تحریک به خاطرآوری یادگیریهای پیشین (بازیابی)
- ارائه مواد آموزشی و محرکها (ادراک انتخابی)
- تدارک راهنمایی برای یادگیرنده (کدگذاری)
- فراخوان عملکرد (پاسخگویی)
- ارائه بازخورد (تقویت)
- ارزیابی عملکرد (بازیابی)
- افزایش یادگیری و انتقال (تعمیم)


اسپوتنیک-۱ به فضا میرود!
وقتی اتحاد جماهیر شوروی اسپوتنیک-۱ را در سال ۱۹۵۷ به فضا پرتاب کرد، کشورهای غربی نگران فاصله تکنولوژیک خود با شوروی شدند. این ترس و نگرانی که به بحران اسپوتنیک مشهور است، بر طراحی آموزشی هم تأثیر گذاشت. در این دوره در آمریکا منابع مالی فراوانی به آموزش ریاضی و علوم اختصاص یافت و تأثیرگذاری روشهای موجود در طراحی آموزشی زیر سؤال رفت. برای همین اسکریون ۱۱، مفهوم ارزشیابی تکوینی را مطرح کرد. او معتقد بود که نباید سنجش تأثیرگذاری و موفقیت یک طرح به پایان آن موکول شود، بلکه لازم است در طول مسیر، وضعیت ارزشیابی شود و از نتیجه آن برای تغییرهای احتمالی در مسیر طراحی شده استفاده شود.
تکنولوژی، هوش مصنوعی و اینترنت
تکنولوژی در همه این سالها در حوزهٔ طراحی آموزشی تأثیرگذار بوده است. به عنوان مثال در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم، پیشرفت دانش در زمینه نورشناسی و الکتریسیته، باعث پیشرفت صنعت سینما و وارد شدن فیلم، ضبط صدا، پخش رادیویی و تلویزیون به حوزهٔ آموزش شد. بعد از آن، ورود کامپیوترها و شبکههای اینترنت به فراگیرشدن آموزش کمک کرد. دورههای مجازی، روش آموزش معکوس و … نمونههایی از تأثیرگذاری تکنولوژیها در تاریخچهٔ طراحی آموزشی به شمار میرود.

۹ Criterion‐Referenced Tests
۱۰ Norm-referenced tests
۱۱ Michael Scriven
۵ Programmed Instruction
۶ Robert F. Mager
۷ Behavioral Objectives
۸ Robert Glaser
۱ Instructional Design
۲ Robert M. Gagné
۳ Leslie J. Briggs
۴ B. F. Skinner




عالی بود