رویکرد «فهمیدن به واسطهٔ طراحی» یک رویکرد طراحی آموزشی است که بر دو محور اصلی فهمیدن و طراحی استوار است. به طور خلاصه، این رویکرد به «فهمیدن» نگاهی ساختگرا۱ دارد و معلم به مثابهٔ طراحی است که مسیر رسیدن به فهم۲ را برای دانشآموزان طراحی میکند. طراحی آموزشی معکوس (Backward Design)، مدلی گامبهگام است که مکتای و ویگینز در رویکرد فهمیدن به واسطهٔ طراحی معرفی میکنند. اما چرا طراحی بهتر است معکوس باشد؟ معلم طراح چگونه باید طراحی آموزشی خود را انجام دهد تا مطمئن شود که دانشآموزان به فهم عمیق دست مییابند؟
طراح باید محصول نهایی خود را بشناسد!
اگر بخواهید به عنوان طراح، یک صندلی طراحی کنید، ابتدا به این فکر میکنید که صندلی شما باید چه ویژگیهایی داشته باشد و برای چه کسی طراحی میشود. برای چه کاری طراحی میشود؟ قرار است در چه محیطی از آن استفاده شود؟
سپس بر اساس پاسخی که به این پرسشها میدهید به طراحی صندلی میپردازید. سعی میکنید مشخصات ظاهری کاربر را در طراحی صندلی در نظر بگیرید و قابلیتهایی را که از صندلی انتظار دارید در طراحی خود لحاظ کنید. همچنین در مراحل طراحی به محدودیتهای زمانی و مالی و منابعی که در دسترس دارید توجه میکنید.
بنابراین وقتی که نمونهای از صندلی ساخته شد، میتوانید بر اساس انتظاراتی که برای خودتان روشن و شفاف است، عملکرد آن را ارزیابی کنید و بر اساس بازخوردهایی که در این مرحله دریافت میکنید، طراحی خود را بهینه کنید.

گامهای طراحی آموزشی معکوس
در طراحی آموزشی معکوس، از معلم خواسته میشود که دقیقاً مثل یک طراح محصول، مسیر یادگیری دانشآموز را طراحی کند. بنابراین معلم باید ابتدا تصویری از هدف آموزشی خود و فهمی که در ذهن دانشآموز قرار است ساخته شود داشته باشد. طراحی آموزشی معکوس سه گام اصلی دارد که در ادامه به معرفی هر یک از آنها خواهیم پرداخت:
گام اول: نتایج مطلوب۳
اولین گام در طراحی آموزشی معکوس، رسیدن به شناخت دقیقی از فهم عمیقی است که قرار است در ذهن دانشآموز شکل بگیرد. معلم در این گام به این فکر میکند که دانشآموز باید چه چیزهایی را بفهمد، چه دانشی لازم است کسب کند و چه تواناییهایی را باید به دستآورد. به عبارت دیگر معلم سعی میکند که مانند یک طراح ابتدا به نتیجۀ مطلوبی که در انتهای مسیر یادگیری انتظار دارد فکر کند و شناخت دقیقی از آن پیدا کند. در این گام، بعد از معین کردن نتایج مطلوب، لازم است اهداف اولویتبندی شوند تا در مرحله طراحی سناریو با توجه به محدودیتهای زمانی معلم بتواند راحتتر در مورد فعالیتها تصمیمگیری کند.
گام دوم: شواهد یادگیری۴
گام دوم طراحی آموزشی معکوس جایی است که معلم لازم است معکوس فکر کند. معمولاً ما معلمها عادت داریم بعد از تعیین اهداف آموزشی مستقیم سراغ طراحی فعالیتهای کلاسی برویم. اما در طراحی آموزشی معکوس توصیه میشود که در گام دوم، معلم به این فکر کند که چه شواهدی در کلاس درس نشاندهنده یادگیری عمیق دانشآموزان است و در چه موقعیتهایی میتواند این شواهد را جمعآوری کند.
وقتی قبل از طراحی فعالیتها به این فکر کنیم که چگونه متناسب با اهداف آموزشی میتوانیم شواهدی از یادگیری دانشآموزان جمعآوری کنیم، هنگام طراحی فعالیتها، آگاهانه موقعیتهای جمعآوری شواهد را در سناریوی آموزشی خود قرار میدهیم و به طور آگاهانه و مستمر وضعیت دانشآموزان را ارزشیابی میکنیم.
گام سوم: سناریوی آموزشی۵
بعد از مشخص کردن نتایج مطلوب و شواهد یادگیری و موقعیتهای جمعآوری آنها، معلم باید به این فکر کند که چگونه میخواهد به دانشآموزان کمک کند تا به یادگیری دست یابند. در این مرحله معلم از خود میپرسد که دانشآموزان چگونه میفهمند؟ هر کدام چه ویژگیهایی هنگام یادگیری دارند؟ چه فعالیتهایی باید انجام دهند تا مسیر یادگیری برای آنها سادهتر شود؟ چگونه میتوانم به آنها کمک کنم تا مسیر یادگیری خود را رصد و ارزیابی کنند؟ در چه موقعیتهایی برای آنها فرصت تأمل و بازاندیشی ایجاد میکنم؟
مجموعهٔ فعالیتهایی که معلم از ابتدا تا انتهای مسیر یادگیری در محیط مدرسه یا خارج از آن برای دانشآموزان طراحی میکند، سناریوی آموزشی نام دارد. در سناریوی آموزشی معلم باید مشخص کند که چه منابعی در دسترس دانشآموزان قرار میگیرد، چه پرسشهایی برای آنها مطرح میکند، با چه برنامهٔ زمانبندی جلو میروند و چگونه متمرکز بر اهداف آموزشی مشخص شده در مرحله اول حرکت میکنند.





درود.
احتراماٌ مطالبتون بد نبود و ممنونم از شما.
ولی برای فهم بهتر Backward Design، باید مثال های کاربردی متعدد و ساده ای وجود داشته باشه که، این شیوه طراحی بهتر جا بیوفته و درک و فهم بشه.
سلام
خوشحالم که مطالب براتون مفید بوده.
در بخش خواندنیها چند طرح یادگیری بر اساس این رویکرد نوشته شده که میتونین مطالعه کنین.
اگر باز هم بازخوردی داشتید ممنون میشم با ما مطرح کنید.