در طراحی آموزشی معکوس، بعد از پرداختن به نتایج مطلوب و موقعیت‌های جمع‌آوری شواهد یادگیری، نوبت به طراحی سناریوی آموزشی می‌رسد. سناریوی آموزشی مسیر آموزشی است که در کلاس درس یا خارج از کلاس برای دانش‌آموزان طراحی می‌کنیم. این مسیر شامل همهٔ فعالیت‌ها، کاربرگ‌ها، تکالیف و حتی آزمون‌هایی است که برای یادگیری دانش‌آموزان در نظر می‌گیریم.

سناریوی آموزشی، بر مبنای اهداف آموزشی و فهمی که در گام اول (نتایج مطلوب) تدوین کرده‌ایم تنظیم می‌شود و موقعیت‌های جمع‌آوری شواهد که در گام دوم طراحی کرده‌ایم در بین فعالیت‌ها یا در پایان سناریو قرار می‌گیرند تا معلم بتواند در طی مسیر و تا انتهای آن یادگیری دانش‌آموزان را رصد کند.

یک سناریوی کارآمد ویژگی‌هایی دارد که در UbD به اختصار از آن‌ها با WHERETO نام می‌بریم. در ادامه به توضیح این ویژگی‌ها می‌پردازیم.

در یک سناریوی کارآمد، فرایندی را در نظر می‌گیریم که در آن دانش‌آموزان بفهمند قرار است چه چیزی را یاد بگیرند، برای یادگیری قرار است چه مسیری را طی کنند و چرا این یادگیری برای آن‌ها مهم است. برای مثال، ممکن است معلم به طور شفاهی در ابتدای کلاس بگوید «بچه‌ها می‌خواهیم بفهمیم که روز و شب چطور به وجود می‌آید؟ شما تا آخر این مسیر می‌توانید نقش زمین و ماه و خورشید را بازی کنید و در یک نمایش دلیل به وجود آمدن روز و شب را نشان دهید.» یا ممکن است پرسشی مطرح کند تا دانش‌آموزان با فکر کردن به آن بدانند که قرار است چه چیزی را یاد بگیرند. مثلاً پرسش «آیا جنگ ایران و عراق اجتناب‌پذیر بود؟» دانش‌‌آموزان را به فکر وامی‌دارد که در مورد علل پیش آمدن جنگ ایران و عراق فکر کنند و بدانند که قرار است چه چیزی یاد بگیرند.

لازم است در یک سناریوی آموزشی فعالیت‌هایی طراحی شود که برای دانش‌آموزان جالب باشد و بتواند ذهن آن‌ها را با موضوعی که قرار است یاد بگیرند قلاب کنند. مثلاً اگر می‌خواهیم به آن‌ها فشار جامدات یاد بدهیم، ممکن است ابتدا مثال‌هایی از فشار جامدات در زندگی روزمره پیدا کنیم و با مشاهده عکس‌ها و فیلم‌ها، سوال‌هایی را برای آن‌ها مطرح کنیم. یا ممکن است برای یاد گرفتن مدار از آن‌ها بخواهیم که یک اعصاب‌سنج طراحی کنند و بسازند. شاید هم از آن‌ها بخواهیم برای یاد گرفتن تفاوت متن رسمی و غیر رسمی، فیلم کمال‌الملک را ببینند.

همان طور که در تعریف فهمیدن گفتیم، فهمیدن در رویکرد UbD ساخته می‌شود. یعنی دانش‌آموز اطلاعات جدید خود را کنار اطلاعات قبلی قرار می‌دهد و سعی می‌کند بین این اطلاعات ارتباطات معناداری برای خود بسازد. نقش معلم در طراحی آموزشی این است که در سناریوی خود، فعالیت‌ها را طوری طراحی کند که دانش‌آموز بتواند اطلاعات خود را بهتر بازیابی کند و راحت‌تر به ارتباط پدیده‌ها و اطلاعات در ذهن خود نظم دهد.

از آن‌جایی که دانش‌آموز کسی است که نقش اصلی را در فرایند یادگیری خود طی می‌کند، لازم است در سناریوی آموزشی موقعیت‌هایی را ایجاد کنیم که بارها و بارها دانش‌آموز دوباره به ایدهٔ کلیدی یا همان فهمی که قرار است در ذهنش نقش ببندد فکر کند.

مثلاً اگر قرار است که دانش‌آموز بفهمد که رویهٔ استاندارد جمع اعداد چندرقمی چه طور انجام می‌شود، می‌توانیم بارها از آن‌ها بپرسیم که این رویه روی چه اعدادی جواب می‌دهد؟ آیا همه اعداد را می‌توان با همین رویه جمع کرد؟ آیا همین کار را برای تفریق هم می‌توان تکرار کرد؟ آیا استفاده از این رویه همیشه کار ما را ساده‌تر می‌کند؟

پرسش‌های این چنینی باعث می‌شوند که دانش‌آموز بارها به فهم محوری سناریوی آموزشی ما بازگردد و از جوانب مختلف دوباره به آن نگاه کند و فهم خود را کامل‌تر کند یا کج‌فهمی‌های خود را بفهمد.

همان طور که بالاتر گفتیم، موقعیت‌هایی که برای جمع‌آوری شواهد یادگیری در گام دوم طراحی کردیم باید در جای مناسب خود در سناریوی آموزشی قرار بگیرند تا معلم بتواند دانش‌آموزان را ارزشیابی کند. علاوه بر آن خوب است سناریوی آموزشی شامل موقعیت‌های خودارزیابی هم باشد تا دانش‌آموز هم بتواند ارزیابی کند که از کل مسیر یادگیری چه چیزهایی را یاد گرفته و چه گام‌هایی در پیش دارد.

سناریوی آموزشی باید تا جای ممکن تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان در مسیر یادگیری را در بر بگیرد. مثلاً می‌توان از دانش‌آموزان خواست تا با هر روشی که دوست دارند یادگیری خود از نیروی گرانش را نشان دهند. دانش‌آموزی ممکن است متنی بنویسد و آن چه یاد گرفته ارائه دهد. دانش‌آموز دیگر ممکن است که پوستری بسازد یا در قالب یک فیلم یادگیری خود را نشان دهد. هم‌چنین می‌توان این تفاوت‌ها را در خود محتوا لحاظ کرد. مثلاً ممکن است از دانش‌آموزان بخواهیم که شعر مورد علاقهٔ خود را انتخاب کنند و آرایه‌هایی که یاد گرفته‌ایم را در آن پیدا کنند.

بعد از طراحی یک سناریو، لازم است خود را جای دانش‌آموز بگذاریم و فکر کنیم که مسیری که طراحی کرده‌ایم چقدر سیال و پیوسته است؟ چه کج‌فهمی‌هایی ممکن است در ذهن دانش‌آموز ایجاد کند؟ ترتیب فعالیت‌ها چگونه می‌تواند بیشتر به یادگیری دانش‌آموز کمک کند؟ آیا لازم است فعالیت‌های دیگری برای داربست‌زنی طراحی کنیم؟ و …


  1. Where? Why? What ↩︎
  2. Hook and Hold ↩︎
  3. Equip ↩︎
  4. Reflect, Revise, Rethink ↩︎
  5. Evaluate ↩︎
  6. Tailored ↩︎
  7. Organized ↩︎

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا