یکی از شناخته شدهترین رویکردها در حوزۀ طراحی آموزشی، رویکرد Understanding by Design است که ما آن را «فهمیدن به واسطه طراحی» ترجمه کردهایم. این رویکرد توسط دو تن از دانشوران حوزۀ مطالعات آموزش به نامهای گرنت ویگینز و جی مکتای طراحی شده است. کتاب Understanding by Design (2005) که به معرفی این رویکرد و مدلها و روشهای پیادهسازی آن میپردازد، اولین بار در سال ۱۹۹۵ در ایالات متحدۀ آمریکا منتشر شد. پس از آن، ویگینز و مکتای کتابهای دیگری برای بررسی ابعاد دیگر این رویکرد از جمله آموزش آن به معلمان، پیادهسازی در مدارس، تمرین این روش و … تدوین کردند. امروزه این رویکرد در برخی دانشگاهها و مدارس آمریکا پیادهسازی شده است. در این جستار به اختصار به معرفی و مرور ویژگیهای این رویکرد میپردازیم و در جستارهای مرتبط بعدی به تفصیل آن را توضیح خواهیم داد.
UbD چیست؟
رویکرد فهمیدن به واسطۀ طراحی که به اختصار UbD نیز گفته میشود، بر دو پایۀ اساسی استوار است. اولین وجه آن فهمیدن و وجه دیگر آن طراحی است. در این رویکرد، ویگینز و مکتای در تلاشند تا تعریف مشخصی از مقولۀ فهمیدن ارائه دهند و هدف غایی یک مسیر یادگیری را ایجاد فهمی عمیق در یادگیرنده میدانند. در عین حال، آنها معلم را نه یک مجری برنامهای از پیش تعیین شده، بلکه یک طراحِ مسیر یادگیری میدانند. از این رو، رویکرد UbD معتقد است که فهمیدنِ یادگیرنده در گروی طراحی یاددهنده است.
ویژگیهای رویکرد «فهمیدن به واسطۀ طراحی» چیست؟
ما در مدرسۀ نارون بنا داریم تا در جستارهای متعدد به معرفی و بررسی این رویکرد بپردازیم چرا که معتقدیم این نوع نگاه به طراحی آموزشی و روشی که UbD برای اجرا معرفی میکند، کمک بسیار بزرگی به ارتقا کیفیت تجربۀ آموزشی ما خواهد کرد و زاویهدید ما به حوزۀ آموزش و یادگیری را دقیقتر و منظمتر میکند. در ادامه به ویژگیهای کلیدی این رویکرد میپردازیم.
پژوهشهای متعددی این رویکرد را پشتیبانی میکنند: ویگینز و مکتای هر دو از پژوهشگران پرسابقه، هم در حوزۀ پژوهش و هم در حوزۀ سیاستگذاری آموزشیاند. به همین دلیل رویکرد «فهمیدن به واسطۀ طراحی» بر پشتوانههای پژوهشیِ قابل اعتمادی سوار میشود و منابع پژوهشی متعددی هم در حوزۀ تئوری و هم در اجرا این رویکرد را پیشتیبانی میکنند. علاوه بر منابع متعددی که در فصول مختلف کتاب Understanding by Design (2005) به آنها ارجاع داده شده، ویگینز و مکتای در فصل آخر کتاب، با نگاهی به تردیدها و سوالهای احتمالی در رابطه با رویکرد، از پژوهشهای بسیاری نام میبرند که نشان میدهند این رویکرد در بهینهسازی فضای آموزش و افزایش یادگیری دانشآموزان مؤثر است.


انعطافپذیر است: نکتۀ دیگر در مورد «فهمیدن به واسطه طراحی» انعطافپذیری آن برای پیادهسازی در فضاها و نظامهای متنوع آموزشی است. علیرغم اینکه ویگینز و مکتای این رویکرد را در نظام آموزشی ایالات متحدۀ آمریکا طراحی و پیادهسازی کردهاند، از آنجایی که پایه و اساس آن بر مفاهیم کلیتری مثل «فهمیدن»، «طراحی»، «شواهد یادگیری» و … استوار است، میتوان آن را با اندکی تغییر بومی سازی کرد. این رویکرد پیش از آنکه بخواهد روشی را برای طراحی آموزشی به معلم دیکته کند، در تلاش است بینش او به مقولۀ طراحی آموزشی و در نگاهی کلیتر به مقولۀ یادگیری را تغییر دهد.
روش اجرایی منحصر به فردی را برای پیادهسازی رویکرد ارائه میدهد: «فهمیدن به واسطه طراحی» صرفاً یک رویکرد نظری در حوزۀ آموزش نیست. ویگینز و مکتای روش سه مرحلهای منسجمی تحت عنوان «طراحی معکوس۱» ارائه میکنند که در واقع روشی برای پیادهسازی واقعبینانۀ این رویکرد در کلاس درس است. این روش نگاهی همه جانبه به طراحی آموزشی دارد و با تدوین جزییات فراوان و در نظر گرفتن همۀ مراحل مسیر یادگیری (اعم از ارزشیابی و سناریوی آموزشی و …)، تلاش میکند همۀ جنبههای یک طراحی آموزشی را در بر گیرد.

در جستارهای بعدی به تفصیل به ابعاد مختلف این رویکرد خواهیم پرداخت.
۱.Backward Design



